« او از سایهی خودش هم میترسد.» این چیزی است كه همه دربارهی كوپر هولمز میگویند. اما هنگامی كه خــانواده كوپر به خانهی جدیدی در اعماق جنگل نقل مكان میكنند ، اتفاقات واقعا ترسناكی میافتد. مشكل این جاست كه هیچ كس حرفهای گربهی ترســـویی مثل كوپر را باور نمیكند. اما كس دیگری آن صداهای واق واق مورمور كننده و ترسناك را در نیمههای شب نشنیده است. هیچ كس هم آن سگهای شیطانی را كه در هوای مه آلود ناپدید میشوند ندیده است. آیا كوپر میتواند دیگران را به باور این موجودات سگ مانند متقاعد كند، قبل از این كه خیلی دیر شود؟


هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.