رمان «مهمانی تلخ» نوشتهی «سیامک گلشیری» داستاننویس معاصر است. ناشر دربارهی این اثر آورده است: «راوی داستان “مهمانی تلخ”، یک استاد جوان دانشگاه به نام “رامین ارژنگ” است که هفت سال پیش باعث اخراج یکی از دانشجویانش بوده و یک شب به طور اتفاقی با او روبهرو میشود. تورج (شاگرد قدیمی) رامین را به باغی در خارج از تهران دعوا میکند و در ادامه حوادثی در باغ اتفاق میافتد که یک پایان تلخ را رقم میزند. قلم گلشیری شیرین است و معمولاً در نوشتههایش حسی از تعلیق و اضطراب وجود دارد. در این کتاب هم وقایع در یک شب و طی چند ساعت اتفاق میافتد. رمان مهمانی تلخ نامزده دریافت جایزهی بهترین رمان جشنوارهی مهرگان بوده است.» در بخشی از داستان میخوانیم: «دستش را گذاشته بود روی پشتی صندلی کناری و برگشته بود عقب. به طرف ماشین که میرفتم، در جلو را برایم باز کرد. تمام مدت نگاهش به من بود. وقتی نشستم و در را زدم بههم، گفتم: “دیگه داشتم فکر میکردم تا پارکوی باید پیاده برم.” و تشکر کردم. چیزی نگفت. هنوز دست راستش پشت سرم، روی پشتی صندلی بود و با چشمهای درشتش طوری زل زده بود به من که یک لحظه تصمیم گرفتم در ماشین را باز کنم و پیاده شوم. دستگیرهی در را هم گرفتم که دیدم چشمهایش ریز شد و لبخند زد. گفت: “منو میشناسین؟” زل زده بودیم بههم. دو طرف سبیل بلندش تا روی انبوه ریشش امتداد داشت. گفتم: “نه.”» کتاب حاضر را نشر «چشمه» در مجموعهی «کتابهای قفسهی آبی» منتشر کرده است.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.