شیمپالو دهان بد بویش را باز کرد وبا صدای اره اره ای ونخراشیده اش گفت:((این شما و این خواننده ی نسلِ سوپر جوان،شیمپالو شیمپالوییان …)) وشروع کرد به خواندن :خربزه ها خربزه های نازنین با کوفته های قلقلی منو صدایم بزنین!دلم میخواد شنا کنم میان دوغ وقیمه ،دوغ منو قیمه کنین بانیش باز بخندین…

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.