تا حالا نقشه کشیدین؟ مثلاً نقشهی آدمربایی؟
ما نقشه کشیدیم: من و بچههای باند عقرب. یه شب که هوا یه جورایی سرد بود، رفتیم تو کمین سوژه. دزدیدیمش و بردیمش تو کشتی بمبک که پاتوقمون بود، تا به موقع حسابش رو برسیم. بقیهشو نمیگم تا داستان آقای فرهاد حسنزاده از سکه نیفتد و ناشرش یه وقت شاکی نشه!
ارادتمند:
خلو (قهرمان اصل کاری داستان)

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.