حمیدرضا شاهآبادی در رمان خود، دیلماج، شخصیتها و حوادثی آفریده است که همه نام و رنگی از تاریخ و واقعیت دارند اما هیچیک واقعی نیستند. در این رمان با رویکردی تاریخی-تخیلی سرگشتگیهای یک روشنفکر در دوره قاجار به تصویر کشیده شده است. دیلماج این چهرهی پیچیده، در زندگینامهی خود نوشتهاش بسیار بسیط و ساده است: «لکهای بودم در آیینهی وجود. بهجا خواهم ماند یا نه، خود نمیدانم. اگر بمانم از این پس هر که به قصد دیدار خود در این آیینه نظر کند، یوسف دیلماج را خواهد دید.»
این رمان توانسته با لوح تقدیر جایزهی ادبی واو مورد تقدیر قرار بگیرد.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.