امروز برای مارکو یک روز ویژه است؛ روز اولین سفرش با قطار. او کنار پنجرهی قطار نشسته است، و در حالی که قطار به سوی مقصد خود به پیش میرود، بیرون را نگاه میکند. «آیا کسی میداند چندتا پدر در آنجا کار میکنند…
کتاب «آیا کسی می داند مترسک ها هم گاهی می ترسند؟» پرسشوپاسخها و احساسات پسربچهای به نام مارکو است که سفری به تخیل و دنیای کودکانهاش دارد. مارکو، سفر میکند و هر آنچه از مقابل چشمانش از پنجرهی قطار عبور میکند دنیای تازهای را برایاش میگشاید و احساسات جدید و شگرفی را در او بیدار میکند.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.