آنتونيو گرامشی آتشی افروخته در بيشهی انديشه و عمل بود که با يورش انسانسوز سرمايهداری فاشيستی ايتاليا خاموش شد. اين يورش او را نهتنها از تلاش برای سازماندهی سرمايهستيز طبقهی کارگر بازداشت، بلکه توانايی و استعداد شگرف نظريهپردازی او را در زمينههای گوناگون نابود کرد. انديشهی او نهتنها سياست، بلکه عرصههای گستردهای چون زيبايیشناسی، نقد ادبی، زبانشناسی، فرهنگ، جامعهشناسی، روانشناسی و فلسفه را در برمیگرفت. با اينهمه، يازده سال حبس هستیسوز در سياهچالهای موسولينی و بدينسان مرگ زودهنگام او چند روز پس از آزادی، مانع نظريهپردازی خلاق او در اين قلمروهای گسترده شد، مگر بهصورت پراکنده، يادداشتگونه، نيمهتمام، نطفهای و ترس زندانخورده. کتاب حاضر کوشش ارجمندی است برای پرتوافکنی بر دلبستگیهای نظری گستردهی گرامشی و بهويژه رابطهی ديدگاههای او را با رئاليسم لوکاچ، مدرنيسم مکتب فرانکفورت، زيبايیشناسیبرشت، پديدارشناسی مرلو ـ پونتی، زبانشناسی اجتماعی، ساختارگرايی، پسامدرنيسم، فمينيسم و نظريهی قدرت فوکو بهخوبی نشان میدهد.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.