«گداها همیشه با ما هستند» مجموعه داستانی از توبیاس وولف، نویسنده امریکایی و استاد خاطره نویسی و داستان کوتاه است. وولف به خاطر مجموعههای داستان کوتاهش شهرت جهانی دارد. او در کنار ریموند کارور، ریچارد فورد، آن بیتی و دیگر نویسندگان مینیمالیست از پیشتازان داستان کوتاه امروز آمریکا است. وولف تا کنون سه بار برنده جایزه هنری شده و به خاطر مجموعه داستانهای کوتاه، رمانها و خاطراتش مورد تقدیر قرار گرفتهاست. وولف در مجامع ادبی، همانقدر که به عنوان یک نویسنده احترام دارد، به عنوان یک استاد ادبیات هم مورد تحسین و تکریم است.
«گداها همیشه با ما هستند» ۷ داستان کوتاه و جذاب دارد که راوی برخی اتفاقات روزمره زندگیاند؛ اتفاقاتی که درون شخصیتها را آشفته میکنند و حامل مفاهیم بزرگی مانند شکست، زوال و حسرتاند: «داشتند ظرف میشستند، زنش میشست و او خشک میکرد.
شبِ پیش او شسته بود. برخلاف بیشتر مردهایی که میشناخت، او واقعاً کمک کردن در کارهای خانه را دوست داشت. چند ماه پیش اتفاقی شنیده بود که یکی از دوستانِ زنش بهخاطرِ داشتنِ چنین شوهرِ باملاحظهای به او تبریک میگفت، پیش خودش فکر کرده بود من سعیامو میکنم. کمک کردن در شستن ظرفها یکی از کارهایی بود که با انجام دادنش نشان میداد چهقدر باملاحظه است. باهم دربارهٔ مسائل مختلفی حرف زدند و بهدلیلی گفتوگوشان کشید به اینکه آیا سفیدپوستها میتوانند با سیاهپوستها ازدواج کنند یا نه. مرد گفت با در نظر گرفتن همهٔ جوانب فکر میکند اینکار درست نباشد.
زنش پرسید: «چرا؟»
بعضی وقتها زن ابروهایش را درهم میکشید، لب پایینش را میگزید و به چیزی خیره میشد. مرد وقتی او را با این قیافه میدید، میفهمید باید دهانش را ببندد، اما هیچوقت اینکار را نمیکرد.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.