کتاب «کفشهای شیطان را نپوش» اثر «احمد غلامی» است. کفشهای شیطان را نپوش شامل دو داستان بلند و یک داستان نسبتا کوتاه است. هرسه داستان فضای نسبتاً پراضطراب دورهی جنگ و بعد از جنگ را به خواننده نشان میدهد. زبان در داستان ابزاری است که بهراحتی خواننده را به متن ماجرا می کشاند. داستان «آرامش انگلیسی» نسبت به دو داستان دیگر منسجمتر است و به لحاظ روانشناختی و ساختاری از پایهی محکمی برخوردار است. قسمتهایی از داستان کفشهای شیطان را نپوش را میخوانیم: «بوی عطر “آذر” احساس غریبی در “امیر” به وجود آورد. بوی گل نسترن که از پنجرهی باز تو میزد با بوی عطر “آذر”، سکوت و آرامش آپارتمان، یک جورهایی حس مردانگی را در او بیدار کرده بود.»، «پویان سرش را به نقشههای مهندسی گرم کرده بود. بوی “نیلوفر” توی اتاق پیچیده بود و این بو ارادهاش را سست میکرد. زانوهایش میلرزید. نزدیک بود برود کنار “نیلوفر” بنشیند، اما این کار را نکرد. میدانست این کار اشتباهی جدی است.» این کتاب را انتشارات «چشمه» منتشر کرده است.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.