مي خوانيم سرگذشت دل دو شاهزاده را که يکي از بد روزگار فرزندخواندة پدر آن يکي است. اين يعني ديواري بلند بين آن دو. در اين قصه مقصد عاشق و معشوق نرسيدن است. عاشق سراسر هستي را زير پا مي گذارد تا به نيمة گمشدهاش برسد، اما رقيبان اندک نيستند. برخي گفتهاند عاشق دلخسته سرانجام به وصال رسيده، ولي هنوز کسي هست که از خم راه بنالد و در حسرت وصل بسوزد.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.