کتاب « شب هزار و دوم پایانی برای یک داستان و دو داستان دیگر» دیگر نوشته «حامد حبیبی و مهدی فاتحی» است. کتابی که پیش رو دارید در ادامهی قصههای هزار و یکشب است و ماجرا از این قرار است که در شب هزار و دوم حاکم، شهرزاد قصهگو را مجبور میکند بازهم قصه بگوید و ماجرا از همینجا شروع میشود و مانند داستانهای هزار و یکشب قصهها یکی پس از دیگری از دل هم سر درمیآورند. این داستانها مناسب گروه کودک و نوجوان است و تصاویر آن توسط علیرضا اسدی تهیهشده است. در بخشی از متن این داستان میخوانید: «ملک شهریار بعد از خمیازهای طولانی که یکی دو دقیقه ادامه داشت، دماغش را چند بار بالا کشید و گفت: شهرزاد جان! قصهات را بگو که امشب حسابی بیخوابی به سرمان زده. شهرزاد میخواست شروع کند که سیف الملوک ضربهای به پشت حیف الملوک زد و او را به گریه انداخت. شهرزاد هم حیف الملوک را بغل کرد و گفت: این چهکاری بود؟ سیف الملوک همانطور که شکمش را میخاراند گفت: چیزی روی لباسش بود انداختم پایین. حیف الملوک هنوز زبان باز نکرده بود ولی میخواست حرف برادرش را رد کند…» این کتاب توسط انتشارات «چکه» منتشر شده است.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.