کتاب «ناروال تک شاخ دریا» دربارهٔ نهنگی است که در یکی از جاهای ناشناختهٔ دریا یک عروس دریایی میبیند بهنام ژلی. هر دو از دیدن هم تعحب میکنند. هر دو بههم میگویند که دیگری واقعی نیست و فکر میکنند همدیگر را در خیالشان میبینند و برای همین از هم میخواهند ثابت کنند که واقعی هستند. گفتوگوی عجیب و بامزهای بینشان شکل میگیرد. با اینکه هنوز نپذیرفتهاند واقعی هستند با هم دوست میشوند و وافل میخورند و ما حقایق جالبی دربارهٔ هر دو میخوانیم. داستان ادامه مییابد با ناروال که میخواهد برای خودش دستهای درست کند و کتاب سفیدی که ناروال درست کرده و برای خواندناش باید تخیلاش کنی و میتواند هر چیزی که دلات میخواهد باشد.
گزیده ای از کتاب:
-سلام ناروال، زیر سنگ رو چرا نگاه می کنی؟
-سلام ژلی! دنبال دسته م می گردم.
-دسته ت؟
-بعله!
-چند روز پیش تو اینترنت خوندم که نهنگ های شاخ دار معمولا گروهی سفر می کنن که بهشون می گن دسته.
-انگار من دسته م رو گم کرده م، واسه همین دارم دنبالش می گردم.
-ناروال…
-فکر نکنم این طرف ها دسته ی نهنگ شاخ دار پیدا کنی.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.