احتمالاًکسی از دیدن ویزگول توی یک رستوران خوب و تر و تمیز خوشحال نمیشود؛ ولی چه میشود اگر جناب ویزگول اول سری به آشپزخانهی رستوران بزند و بعد توی ظرف غذای یک مشتری شیک و پیک سر میز برود؟
کتابی بامزه برای بچههایی که تازه خواندن یاد گرفتهاند تا هم بخندند، هم خلاقیتشان را پرورش دهند و هم مهارتهای دیداریشان را تقویت کنند. از آنجایی که تصاویر همپای متن، داستان را روایت میکنند، خواندن کتاب برای بچههای پیشدبستانی هم خالی از لطف نیست.
ویز و ویزگول دوستان صمیمی هم هستند، ویزگول حیوان خانگی ویز است، آن ها به سفری می روند و برای غذا خوردن رستوران هتل را انتخاب می کنند، البته ویزگول نمی تواند همراه دوستش به رستوران برود. اما ناگهان، سر از غذای یکی از مشتری ها در می آورد…
گزیده ای از کتاب:
همان دور و بر یک سطل زباله ی کوچک پیدا کرد که مفت نمی ارزید.
آن طرف تر شیرجه زد توی چاله ای پر از لجن که آن هم مفت نمی ارزید.
این طرف تر یک تکه ی چسبناک به تورش خورد.
آن هم چیز دندان گیری نبود.
آخر سر، بزرگ ترین و جذاب ترین سطل آشغال عمرش را دید.
شیرجه زد توی آن.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.