تیگر لیلی نگاهی انداخت تا مطمئن شود خانم پاپی حواسش نباشد. بعد خم شد و یواش گفت: «شاید پیشاهنگ های افرایی به جلسه ی بعدی ما بیایند. اما ما نمی خواهیم کار را برای آن ها راحت کنیم.» ویولت پرسید: «چه کار می توانیم بکنیم؟ اگر با آن ها کار نکنیم، نمی توانیم نشانمان را بگیریم و خانم پاپی هم برمان می گرداند گروه شیرینی ها!» پتونیا گفت: «بهتر از کار کردن با پیشاهنگ های افرایی است.» تیگر لیلی گفت: «الان نقشه ای ندارم، اما همه می توانیم امشب درباره اش فکر کنیم فردا توی پارک همدیگر را ببینیم و تصمیم بگیریم چه کار باید بکنیم.»





هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.