دستشویی و حمام خانهی ما همیشه تمیز بود، با ردیف عطرها و ادکلنها. با گلدانهای کوچک و آینه و دستمالها. احمقانه است، اما من این دو جای خانه را خیلی دوست دارم. مثل پاککن، یا مثل اعداد فرد به خصوص هفده، مثل بستن چشمهام. وقتی کنارم بودی چشمهام را میبستم و کیف میکردم که نمیتونی داخل شوی. ان پشت، معطل و لنگ درهوا میماندی. ت. نمیدانی ناصر اما من حتی کنار تو هم دنیای جادویی خودم را پشت پلکهایم داشتم و دارم…

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.