آن شب بابایم داشت به مادرم میگفت چون پولش تمام شده باید خانهمان را کوچکتر کنیم که مرا پشت در دید و سرم فریاد زد و به من گفت که بروم توی اتاقم. من توی گوشهایم صدای وزوز شنیدم.
در جلد سوم مجموعهٔ «فی فی و شاه وزوزک» فیفی قرار است به اردوی مدرسه برود. اما شب قبلاش، پدر فیفی با او دعوا میکند و فریاد میزند که بچههای بد را باید بالای کاج ببندند. فیفی با شنیدن این حرف، از میان کاج، شاهوزوزک را میبیند و در اردو در میان درختان جنگل همه جای صدای او را میشنود و میترسد. اما شب با کمک معلم و بچههای دیگر کلاس و اسباببازیهای که با هم ساختهاند در نبرد با شاهوزوزک پیروز میشود.
مجموعهٔ «فی فی و شاه وزوزک» به موضوع خشونت خانگی برای کودکان میپردازد که هم مهم است و هم بیاناش در داستان ساده نیست. اما این کتاب به زیبایی آن را در تصویرها و واژههایاش نشان میدهد و کودک کتاب را با خود همراه میکند.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.