رمان «شوری در سر» نوشتهی «ارهان پاموک» نویسندهی نامآشنای ترکیه توسط «عین له غریب» ترجمه شده است. این رمان از ۱۹۶۹ تا ۲۰۱۲ به قصهی زندگی یک دستفروش دورهگرد میپردازد که بهاتفاق جمعی از بستگان و آشنایان خویش در پی کار به استانبول مهاجرت کردهاند و با آدابورسوم این شهر اخت نگرفتهاند. در پشت جلد کتاب آمده است: «ارهان پاموک “شوری در سر” را سال 2015 منتشر کرد. رمانی که برعکس بقیهی نوشتههای این نویسنده دربارهی حاشیهنشینهای استانبول است. آنهایی که از روستاهای خاک گرفتهی شرق آناتولی در دههی پنجاه و بعدش، به استانبول مهاجرت کردند و بعد مدتی محلههای خود را ساختند. شخصیت اصلی پاموک، “مولود”، سالهاست در این شهر دستفروشی میکند و شاهد تاریخ پر فرازونشیب استانبول است. تاریخی مملو از کودتاها، درگیریهای خونین میان ارتش و کردها، از بین رفتن بافت دوران عثمانی، عوض شدن سلیقهی مردم و… رمانی حیرتآور از برندهی جایزهی نوبل که باز روح استانبول و انسان این بار حاشیهنشینش را احضار میکند و آنقدر خرده روایت برایش مهیا میکند که او گم میشود در این حجم اتفاقهای عجیب. رمان مملو از شخصیتهای متفاوت است؛ کارگران فصلی، ماست فروشها، چپهای اسلحه به دست، ناسیونالیستهای خشن ترک، اسلامگراها، ماموران رشوهگیر دولت، تازهبهدورانرسیدهها، گانگسترهای بسازوبفروش و… پاموک در این سمفونی باشکوه قهرمان تنهایش را روی تپههای دوردست میبرد تا به نورهای استانبول نگاه کند و راوی شهری باشد که ناگهان گسترده و متراکم شد. شوری در سر خوانندگان پاموک را غافلگیر کرده است.» در بخشی از رمان میخوانیم: «وقتی مولود باخبر شد که شرط بخشیده شدنشان رفتن به روستاست و دستبوسی و معذرتخواهی از عبدالرحمان گردنشکسته، مضطرب شد. اگر همراه رایحه به روستا میرفت و برای معذرتخواهی پیش پدرزن آیندهاش، بیشک با سمیعه، مخاطب اصلی آن همه نامهی عاشقانهای که با هزار آمال و آرزو نوشته بود، هم روبهرو میشد و این قضیه او را جوری مشوش و مضطرب میکرد که از خجالت و عصبانیت سرخ میشد. در اتوبوس استانبول – بیشهر مولود بیوقفه به این موضوع اندیشید، همانطور که رایحه همهی آن چهارده ساعت را مثل کودکی خردسال خوابید او اصلا یک لحظه هم به خواب نرفت.» این کتاب را نشر «چشمه» منتشر و راهی بازار کتاب کرده است.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.