كورتنى خیلى از خود راضى است. او فكر مىكند كه خیلى شجاع است و همیشه كارى مىكند تا ادى و دوستانش ترسو به نظر برسند. هیچ چیز كورتنى را نمىترساند! ادى از این موضوع ناراحت است. او مىخواهد كورتنى را یك بار براى همیشه بترساند. نقشه مىكشد تا كورتنى را به مرداب گل آلود بكشاند. چون كورتنى به این شایعههاى مسخره اعتقاد دارد. شایعهى این كه هیولاهاى ترسناك مرداب وجود دارند. اما حیف كه ادى این شایعهها را باور نمىكند چون به نظر مىرسد كه حقیقت دارند…

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.