وقتى عروسكها صحبت مىكنند … همه گوش مىدهند. پدر ترینا عروسك گردانى را دوست دارد. به همین دلیل آن همه عروسك در اتاق زیر شیروانى دارد. او اسم آن جا را گذاشته است: «موزه عروسكها!» یكى از عروسكها صورتش پر از لك است. دیگرى لبخند سردى بر چهره دارد. ترینا و برادرش عاشق این عروسكها بودند. الان صدایى از اتاق زیر شیروانى شنیده مىشود و حالت عروسكها بسیار عجیب شده است. امكان ندارد این عروسك ها زنده باشند… درسته؟

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.