کتاب «روباه شنی» نوشته محمد کشاورز است. این کتاب مجموعهای از 9 داستان کوتاه فارسی با نامهای: «روز متفاوت، پرندهباز، گلدان آبی، میخکهای سفید، آهنگ پلنگ صورتی را سوت بزن، زمینبازی، هشت شب میدان آرژانتین، راه رفتن روی آب، غار را روشن کنف روباه شنی» است. مجموعه داستان «روباه شنی» آخرین اثر محمد کشاورز است و قبل از این او برنده جایزهی ادبی گردون برای داستان «شهود» (از مجموعه داستان پایکوبی) شده و همچنین در سالهای 1386-1385 سردبیر مجلهی عصر پنجشنبه نیز بوده است. در قسمتی از متن این کتاب که برگرفته از داستان روز متفاوت است میخوانیم: « فلاح که رفت سگهای رهاشدهاش ما را دوره کردند و پسراندند تا بنه گاه باغ. فلاح که بود آرام بودند، آرام و رام دوروبرش مثل گربههای دستآموز میپلکیدند. او را بو میکشیدند. فلاح سر و گردنشان را نوازش میکرد و آنها را برخلاف هیکل هیولاوار و هیبت خوفناکشان مهربان و دوستداشتنی به نظر میرسیدند. فلاح که غیبش زد، نگاهشان عوض شد. عصبی و مات خرخرکنان به ما خیره شدند، قدمبهقدم آمدند رو به ما و ما را پسراندند تا ته باغ، تا بنه گاه کنار نهر آب. جمع شدیم کنار باروبنهمان، سگها آمدند جلو و دورمان حلقه زدند. ناچار چسبیده به همنشستیم روی زمین. صورت هاشان هر دم خوفناکتر میشد،با آن نگاههای بیقرار، دهانهای نیمهباز، زبانهای آویخته، نیشهای سفید و براق و پوزههای خیس و پرههای لرزان بینی، انگار بوی ترس ما را توی هوا میبلعیدند.» این کتاب توسط انتشارات چشمه منتشرشده است.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.