بگذارید همین جا همین حالا تکلیفم را با شما روشن کنم: این چیزی که می نویسم دفترچه خاطرات نیست، شرح حال است. تازه همین هم فکر مامان بود، نه فکر من! اما اگر او فکر می کند که قرار است من اینجا از احساساتم یا همچین چیزهایی بنویسم، سخت در اشتباه است!
اگر قبول کردم شرح حالم را بنویسم، فقط به این خاطر بود که به این نتیجه رسیده ام که وقتی بزرگ و پولدار و مشهور شدم، این شرح حال به دردم می خورد.
اما حالا توی مدرسه بین دو تا خنگ گیر افتاده ام.
امروز اولین روز مدرسه است، برای همین برای وقت گذرانی شروع کردم توی این دفترچه چیز نوشتن.
شما هم اگر فکر کرده اید که توی این دفترچه هی می خوانید:«دفترچه خاطرات عزیزم» یا «دفترچه خاطرات محبوبم» کور خوانده اید.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.