خاطرات زمستان اثر پل استر است. یک اتوبیگرافی متفاوت از پل استر، نویسندهی برجستهی آمریکایی، پرسهای خلاقانه و داستانی در میان خاطرات اولین تجربههای مهم زندگی: عشق، نفرت و جوانی پرسودا که در اروپا میگذرد. پل استر در هفتمین دههی زندگیاش آلبومی خصوصی را همراه خوانندگان خود ورق میزند.
استر، قائممقام انجمن جایزهی پن در آمریکاست و کتابهایش به زبانهای مختلفی ترجمه شدهاند. نشر افق با خرید کپیرایت، ناشر اختصاصی آثار پل استر در ایران است.
خاطرات زمستان بعد از اختراع انزوا و بخور و نمیر، سومین زندگینامهی پل آستر است، اما نه آخرینش. با اين تفاوت كه بخور و نمير دربارهی اشتباهها و شكستهای آستر بود، اما خاطرات زمستان، دربارهی نزديك شدن او به سالهای پيریست. پل آستر، در شصتوچهار سالگی، كمكم سنش را احساس میكند. او كه بیشك از بزرگترين و تاثيرگذارترين نويسندگان مدرن روزگار ماست، زمان را رقيبی بیرحم میداند. او در آستانهی شصتوپنج سالگی، نگاهی میاندازد به ذهن، بدن و خلاقيت در گذر زمان. با این حال، برای رسیدن به این سن، خود را خوشاقبال میداند.
خاطرات زمستان، زندگینامهایست بسيار خصوصی، اما آستر با تمام خلاقيت و توانايیاش در نوشتن، خواننده را دعوت میكند به سالهای زندگیاش. آستر خواننده را بازيگر داستانش میكند. در قسمتی از كتاب میگويد «شكی نيست شما آدمی خطاكار و زخمخوردهايد» و ناگهان، شما تمام اينها را در اعماق وجودتان احساس میكنيد. از كنار مادر باردارتان در سوپرماركت بزرگي فرار میكنيد، با هورمونهای سالهای نوجوانیتان سروكله میزنيد، مسخ زيبايی همسرتان میشويد وقتی خوابيده و تمام بیستویک خانهای را به ياد میآوريد كه تا به حال در آنها زندگی كرديد و از آنها اسباب كشيدهايد و به خانهی بعدی رفتهايد. آستر تمام جزئيات و ويژگیهای خانههايش را به ياد میآورد، با ريزهكاری خارقالعاده.
آستر میگويد نوشتن از بدن شروع میشود، نوشتن، موسيقی بدن است. نوشتن برای آستر، لذتبخش، ديوانهوار و در نهايت گوشسپردنِ ناخواسته به موسيقی متن زندگیست. آستر در خاطرات زمستان، از گذر زمان میگويد و پير شدن. از مرگ مادرش میگويد، با طنزی ظريف و غمی فروتنانه. نگرانیهای آستر، برای خيلی از خوانندگانش دردی آشناست.
در کتاب خاطرات زمستان هم تهماندهی نگرانهای هميشگی آستر از جمله هويت، پوچی زندگی شهری و تنهايی را دارد اما بيشتر به زمان و نابخشودگیاش میپردازد. آستر در زمستان زندگیاش، دوباره به زندگینامهنويسی روی آورده، انگار میخواهد سفرش را بهتر درك كند. خاطرات زمستان، سی سال پس از اولين زندگینامهاش يعنی اختراع انزوا نوشته شده؛ كتابی كه مرگ پدر آستر، انگيزهی نوشتنش را به او بخشيد و حرفهاش را به عنوان نويسندهای پستمدرن و آيندهدار آغاز كرد. خاطرات زمستان، پديدارشناسی نفسكشيدن آستر است.
آخر كتاب خاطرات زمستان، آستر میپرسد چند صبح ديگر از زندگیاش باقی مانده؟ در بهترين قسمتهای كتاب خاطرات زمستان، آستر به تغيير و تحول مغز در مسير زندگی و سالهای گذار از ميانسالی به پيری میپردازد. در تولد 65 سالگی، آستر به اتفاقات هفده سالگیاش با نگاهی متفاوت مینگرد: «بعضی خاطرات آنقدر عجيبند، آنقدر غيرقابلباورند، آنقدر خارج از چارچوب رفتاری امروز ما هستند كه نمیشود تصور كرد شما دقيقا همان آدمی هستيد كه آن خاطره را تجربه كردهايد و امروز، آن تجربه را به ياد میآوريد.»

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.