کتاب «تمساحی زیر پوستم» مجموعه داستانی از پانیذ هدایتی است. این کتاب شش داستان کوتاه دارد: «آقاسوسکه رو نکش»، «تمساحی زیر پوستم»، «پنگوئن»، «احتمالاً کوکاکولا مستأجر نبوده»، «خانه تمام شد» و «عروس اخترخانم». داستانهای کتاب به مشکلات زندگی زن شهرنشین اشاره دارد. زنی که گرفتار مشکلات کاری و دانشگاهی و اقتصادی است؛ همزمان که به فرزندانش و آیندهشان فکر میکند، مجبور است بحرانهای کاریاش را پشت سر بگذارد، دربارهی زندگی و کار و روزمرگی بیندیشد، به دنبال جای پارک اتومبیل باشد یا سوار مترو شود و در گرما و سرما در تقلا باشد تا شاید وقت غروب قراری بگیرد. مجموعه داستان «تمساحی زیر پوستم» به کوشش نشرچشمه در 80 صفحه منتشر شده است. دومین داستان که همنام کتاب است، اینطور شروع میشود: «شما هم اگر جای من بودید، نمیتوانستید تصویری را که جلوِ چشمِ من است به همان وضوح، شاعرانگی و زیباییِ خودش توصیف کنید؛ تصویر او که روی کاناپهی قرمز خوابش برده، پتوی قهوهای نازک رویش است، پشت پلکهای بستهاش از فشار خواب صورتی شده و لبهایش باز مانده؛ نه خیلی زیاد، آنقدر که فقط سفیدی دندانهای کجوکولهاش پیداست. هرازگاهی نفس عمیقی میکشد و تکانی میخورد اما خوشبختانه رویش را برنمیگرداند. یک ساعت پیش پشتِ پنجره ایستاده بودم، داشتم باران را تماشا میکردم و به صدای رعد و برق گوش میدادم. وقتی صدایم کرد، چیزی شبیه نخی با پرزهای تیز شروع کرد به خوردن مغزم که وقتی او اینجاست بدترین کاری که میتوانم بکنم این است که به جای او باران را تماشا کنم.»

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.