آلفرد کوچولو با مادرش بانو سوزان در کلبه ای کوچک زندگی می کند، روزگار آنها به سختی می گذرد و مادر آلفرد برای گذران زندگی در قلعه ی لرد هنری که از اشراف زاده های معروف و ثروتمند است کار می کند.
مادر آلفرد را هم با خود به قلعه می برد و لرد هنری با آلفرد رابطهی دوستانه و خوبی دارد تا اینکه یک روز لرد هنری بیش از حد با آلفرد بازی قلقلک بازی را انجام می دهد و به جاهای خصوصی آلفرد دست می زند. آلفرد درد بدی در دلس احساس می کند و احساس خیلی بدی پیدا می کند و دیگر دلش نمی خواهد که با لرد هنری بازی کند. اما لرد هنری به او می گوید که این راز باید بین خودشان باقی بماند و مادر آلفرد از ماجرا خبردار نشود در غیر این صورت مادرش را اخراج می کند و آنها فقیر و بی پول می شوند و همه ی اینها تقصیر آلفرد می شود.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.