کتاب «بزهایی از بلور» نوشتهی «علی چنگیزی» است. «خرس»، «صلات ظهر» و «بزهایی از جنس بلور» عنوان داستانهایی است که در این کتاب خواهید خواند. نویسنده در این کتاب از عناصری همچون برف و سرما، بزهکاری، قاچاق مواد، جنازه، زلزله و تنهایی برای انتقال مفاهیم پوچی و بیهدفی زندگی، خیانت و صرفا جسمانی بودن انسان استفاده کرده است. در توضیحات پشت جلد قسمتی از داستان را میخوانیم: «شب روی شهر افتاده بود. آسمان بالاسر شهر آویزان بود، پفکی و پر چین و چروک؛ مثل شکم پیرزنها. صدای ناجور موتور ماشین سکوت کوچه را شکست. دور تا دور کوچه، باغ بود و باغها پر از درختهای انار؛ شاخههی قناس و کج و کولهی انار از روی دیوارهای کوتاه کوچه بیرون افتاده بود؛ انگار دست خشک اسکلتی روبه آسمان، که سیاه میزد. سمند سیاه رنگ پیچید توی کوچهی باریک و آرام جلو آمد. چراغهای نوربالای ماشین، کوچه باغ را که بن بست به نظر میرسید، روشن کرد. سمند مثل لنجی سوار موج خرامید و گوشهی کوچه، زیر تنها تیر برقی که لامپ کوچکی ازش آویزان بود نگه داشت. نور کم رمق لامپ دایرهی ناقصی را کف کوچه کارسازی کرده بود. عباس ماشین را خاموش کرد و سکوت مثل تاریکی همهجا را خفه کرد و تنها صدای نفسهای آرام مردها شنیده میشد.» این کتاب را نشر «چشمه» منتشر کرده است.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.