«گاهی توی ماشینها را نگاه میکنم. دو نفری که جلو نشستهاند بهمحض اینکه از کنارم عبور میکنند شروع به حرف زدن میکنند یا دیالوگ کوتاهی بینشان رد و بدل میشود. من مطمئنم که حداقلش دربارهٔ دویدن حرف میزنند که من باعثش شدهام. خیلی برایم لذتبخش است. بهخصوص اگر یکی از آن دو نفر زنی باشد و لبخند محوی هم بزند. با اینکه تنها دویدن را دوست دارم، با اینکه مسیرهایی را انتخاب میکنم که با آدمها روبهرو نشوم، با اینکه ساعاتی را برای دویدن انتخاب میکنم که خلوتترین ساعات شبانهروز هستند، همیشه یکجور نیاز به دیده شدن در وجودم هست. حتا وقتی تا کیلومترها ماشینی دیده نمیشود و اتوبان خالی خالی است، همیشه فکر میکنم کسی هست که مرا میبیند.»
مهدی ربی، نویسندهٔ این کتاب، متولد اهواز است. به گفتهٔ خودش، یک ماه پیش از جنگ (یعنی مردادماه ۱۳۵۹) به دنیا آمد. مقطع کارشناسی را در رشتهٔ حسابداری و کارشناسی ارشد را در رشتهٔ ادبیات نمایشی سپری کرد و دکتری را در رشتهٔ فلسفهٔ هنر هم به پایان رسانده است.
«آن گوشهٔ دنج سمت چپ» در سال ۱۳۸۶ برگزیده جایزهٔ ادبی «روزی روزگاری» شد. دقت و ظرافت نظر او، چه در توصیفات داستان و چه در انتخاب موضاعاتش، خواننده را خیلی سریع با خود همراه میکند و در فضای داستان قرار میدهد. مهدی ربی پیش از «آن گوشهٔ دنج سمت چپ»، داستان و نمایشنامه مینوشت که برای داستان «قربانی ابراهیم» جایزهٔ ادبی اصفهان را از آن خود کرده است. مهدی ربی، تا کنون دو کتاب منتشر کرده است. کتاب دیگر او، «برو ولگردی کن رفیق» است که دو سال پس از انتشار همین کتاب توسط نشر چشمه منتشر شده است.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.