کتاب «به میچکا که روز و شبها پشت پنجرهام بود» سرودهی «مهدی گلبیانی» است. در یکی از شعرها میخوانیم: «چشمهایت آشیانههای اتاق بود/ از کنج راه آب کور/ صدات غروبی که عنکبوتها را به آواز جفتشان پاسخ میداد/ بُعد بدنت شب میشد/ تا من حشرهای بودم گمنام/ فارغ از اوراق هویتی مسموم به بدنهای صنعتی سفر کنم/ پیرمرد با عصایش کنار راهپله گذاشته بود/ از نانوایی بر که میگشت/ ایامی دور را با عرق خشک کمخونش و دیگر ساکنان اتاقت/ انگار که کفنی روی زخمهای جهان کشیده مُرده خوابیده بودند/ و خاطرات شن با نوری کثیف در برزنهای روز میشکفت/ بر لق دیوارها و چکیدن ناودان/ همچون گلی توسریخورده در ذهن» این کتاب را نشر «چشمه» منتشر کرده است.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.