لیزی مادرش را از دست داده و از پدرش مراقبت میکند. در شهر مسابقهی انسانهای پرنده برگزار میشود. پدر زیر بالهایی را که خودش ساخته، پشتش آویزان میکند و دستهایش را مثل بال پرندگان تکان میدهد. عمه دورین با شرکت بابا در این مسابقه مخالف است. لیزی از بابا حمایت میکند و خودش هم در مسابقه شرکت میکند.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.