کتاب «من، شمارهسه» رمان دیگری از عطیه عطارزاده است. این نویسندهی جوان پیش از این با کتاب «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» موفق ظاهر شده بود. کتاب جدید او یعنی «من، شماره سه» برخلاف کتاب قبلی که فضایی زنانه داشت، فضایی کاملا مردانه را ترسیم کرده است؛ اما جداشدن از واقعیت و رفتن به فراواقعیت را میتوان وجه مشترک هر دو کتاب دانست. داستان به شیوهی اول شخص روایت میشود و راوی پسر جوانی است که در آسایشگاه روانی زندگی میکند. زمان داستان هم سال 52 است. براساس گفتهی عطارزاده، این داستان برگرفته از واقعیت نیست، اما برخی افراد و لوکیشنهای آن حقیقی هستند. «من، شمارهسه» به کوشش نشرچشمه منتشر شده است. در بخشی از متن کتاب آمده است: «به من میگویند شمارهسه. من شمارهسه نیستم. شمارهدواَم. شمارهدو قبل از آمدن من مرد. برای همین میبایست به من میگفتند شمارهدو. اما نگفتند. من را کتبسته آوردند اینجا. دمدرِ سالن ول کردند. این کار را یک مرد قدبلند کرد که کراوات کهنهی خاکستری بسته بود. آفتاب از پنجرههای بزرگ افتاده بود روی تختهای آهنی. پنکهی سقفی تلقتلق تکان میخورد. مردهای لاغرمردنی زل زده بودند به من. از روی تختها. با لباسهای کرباسی. یکی انگشتهاش را کرده بود توی دهانش. یکی که دراز بود و لخت خودش را روی تخت جلو و عقب میبرد. صورتش را انگار زیر سنگ فشار داده بودند. پیرمردی هم بود که یک پاش را بسته بودند به پایهی تخت. او به من گفت شمارهسه. قوز کرده بود روی پای دیگرش و شستش را میلیسید. گفت «بیا تو شمارهسه.» شدم شمارهسه.»

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.